مرتضى راوندى

18

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حالات و خصوصيّات نفسانى بشر را دارد و با مردم دنيا به هر نحوى كه بخواهد رفتار مىكند . در حقيقت در آن دوره انسان ، خود را مانند « يك واحد سنجش » در كليّه قضايا به كار مىبرد ، يعنى چون خود احساسات و حبّ و بغض داشت ، گمان مىكرد كه خدايان و ساير موجودات نيز داراى چنين احساساتى هستند . اين افكار ناشى از اين بود كه يونانيان مانند ديگر ملل باستانى ، از درك ماهيّت زندگى و علل بروز حوادث طبيعى ، نظير باد و باران و طوفان و زلزله و سيل و قحطى و جز اينها عاجز بودند ، و غالبا بروز حوادث ناگوار را به خشم خدايان و غضب رب النّوع ، منسوب مىنمودند . از قرن ششم قبل از ميلاد وضع مناسب اقتصادى و اجتماعى ، به متفكرين يونانى امكان و اجازه داد كه براى كشف اسرار جهان ، به مطالعات نظرى همّت گمارند ، مهمترين مسائل مطروحه ، از اين قبيل بود : من كيستم ؟ تكليف من چيست ؟ تغيير و حركت دايمى عوامل گوناگون طبيعت ، قاعده و اصولى دارد يا خير ؟ آيا غير از محسوسات ، وجود و حقيقتى در عالم هست يا خير ؟ و منشأ تغييرات و تحولاتى كه در عالم روى مىدهد چيست ؟ آيا اين عالم به خودى خود موجود است يا صانع و ايجادكننده‌يى دارد ؟ چگونه انسان مطالب مختلف را درك مىكند ؟ آيا آنچه درك مىكند حقيقت دارد يا خير ؟ انسان در اعمال خود مجبور است يا مختار ؟ و بالاخره حقيقت كدام است ، و تكليف بشر در زندگى چيست ؟ اين مسائل همواره پيشينيان را به تفكر و تعقل وامىداشت تا شايد بتوانند پرده از روى اسرار مكتوم طبيعت و اجتماع بشرى بردارند . نخستين حكماى يونان مىكوشيدند كه اصل و مبدأ مادى عالم را كشف كنند ، چنان كه تالس ملطى ( حدود 624 - 548 ق . م ) اصل عالم را « آب » مىدانست و قواى ماوراء الطبيعه را نفى مىكرد و براى پيدايش نمودهاى طبيعى دلايل معقول ذكر مىكرد . آناكسيمن ( قرن ششم قبل از ميلاد ) اصل عالم را « هوا » مىپنداشت . هراكليتوس ( قرن پنجم قبل از ميلاد ) اصل عالم را « آتش » مىدانست و معتقد بود كه هيچ‌چيز ثابت و تغييرناپذير وجود ندارد ، بلكه همهء اشياء دايما در تغيير و تبديل است . تا آنجا كه در يك رودخانه دوبار نمىتوان شنا كرد . پارميندس ، بر خلاف او تغيير و تبديل را ظاهرى مىدانست و در پشت ظواهر موجود ، به حقيقتى پايدار و تغييرناپذير معتقد بود ، و مىگفت كمال و نجات انسان در اين است كه چنين معرفتى پيدا كند و نظر خود را از محسوسات به ماوراء محسوسات برگرداند . فيثاغورس و ياران و همفكران او دربارهء اعداد به بحث و تحقيق پرداختند و از